کلبه ی تنهایی من
 

کجا؟

بعد تموم بی کسی بی تویی ودلواپسی

اومدی میگی عزیزمی یه روز به حرفم می رسی

توی چشات خیانته توی صدات یه کلکه

می خوام ازت دل بکنم خدایی کمته

بهم یه دستی زدیو رفتی با یه یار دیگه

گفتی پشیمونی بهم بده یه فرستی دیگه

این دفعه خامت نشدم عاشق زارت نشدم

می خوام بگم که اینجوری طعمه ی دستت شدم

باور نمی کنی که من دستت وخوندم بی وفا

حالا که این رو فهمیدی می خوای بری کجا

اگه می خوای بری بروبه اون یکی بکن وفا

قیدشوآسون نزنی باز نزاریش تو غصه ها

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٦/٦ توسط مجید بخشی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ