خاک
چمن را لرزه ها درتار وپود است
رخ مریم زه سیلی ها کبود است
گلستان خرمی از یادبرده
به هرجا برگ گل را باد برده
نشان مرگ درگرد و غباراست
حدیث غم نوای آبشار است
چو بینم کودکان بینوا را
که می بندند راه اغنیا را
فریدون مشیری
|
کلبه ی تنهایی من |
||
| تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | ||