کلبه ی تنهایی من
 

خاک

چمن را لرزه ها درتار وپود است

رخ مریم زه سیلی ها کبود است

گلستان خرمی از یادبرده

به هرجا برگ گل را باد برده

نشان مرگ درگرد و غباراست

حدیث غم نوای آبشار است

چو بینم کودکان بینوا را

که می بندند راه اغنیا را

فریدون مشیری

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٦/۱٢ توسط مجید بخشی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ